تبليغاتX
دریاچه عشق
به نام او که تو را برای من آفرید

آغوش تو به غیر من ، به روی هیشکی وا نکن     

من و از این دلخوشی ها ، آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن ،پر عشق و خواهشم   

واسه بودن کنارت،تو بگو  ،  به هر کجا پر می کشم

من تو آغوشت بگیر ، آغوش تو مقدسه  

بوسیدنت برای من تولد یک نفس

چشمهای مهربون تو ، من و به آتیش می کشه    

نوازش دستای تو ، عادت ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم،دغدغه هاتو جا بزار                                                        

پای عشق من بمون ، هیچکس و جای من نیار

مهر  لباتو رو تن و ، روی لب کسی نزن                                    

فقط به من بوسه بزن ، به روح و جسم و تن من

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط محمود | 

تو از شهر غریبه، بی نشونی اومدی

تو با اسب سفید مهربونی اومدی

تو از دشتای دور و جاده های پر غبار

برای همصدایی ، همزبونی اومدی

تو از راه میرسی پر از گرد و غبار

تمومه انتظار میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت چه خوبه موندت

چه خوبه پاک کنم غبار و از تنت

غریبه آشنا،دوست دارم بیا

من و همرات ببر ،به شهر قصه ها

بگیر دست منو تو دستات

چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم

بمونم منتظر تا برگردی پیشم

تو زندونم با تو من آزادم...

 

بخدا خیلی دوست دارم

 

دلم عمریه می گیره بهونه

می خواد دل بکنه از این زمونه

تویی فانوس روشن تو شب تار

واسه این دل سر گشته بی یار

دیگه وقتشه که بارون بباره

بریزه رو سر شبا ستاره

شبای انتظار شبای دل تنگ

که می زنه به شیشه دلم سنگ

ای تو هستی این دل شکسته من

نای نفسهای خسته من

چشمهای در خون نشسته من

من که مست یه جرعه ناز نگاتم

پنجره روبه خنده هاتم

دیوونه اسم آشناتم

یه روز گل می کنه غنچه رویا

اگه پا بزاری رو فرش چشمام

می شینه رو سرم سایه دستات

می پیچه تو دلم عطر نفسهات

خدا کی می رسه لحظه دیدار

دل از خواب قفس کی میشه بیدار

هنوز منتظرم خسته و بی تاب

که شب گم بشه تو خنده مهتاب


عکس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط محمود | 

آهای آهای کبوترا  ، شاپرکا قاصدکا

آهای نسیم رهگذر ، ای مرغک شانه به سر

ای گل سرخ اقاقیا ، نسترنا شقایقا

ای کوچه های پر نفس ، پنجره های در قفس

آیا از او شنیده اید؟

او را به جایی دیده اید

او را که با من آشناست

در خلوتم اوج صداست

ای بلبل دیوان مست ، ای سرزمین دوردست

ای جاده های طب زده ، مسافران شب زده

سایه او را دیده اید؟

صدای او شنیده اید؟

اورا که در من زندگی است

در من همیشه ماندنی است

 

.

(ندا جونم خیلی خیلی دوست دارم)

واسه دربه سبز عشقی ، با یه دریا پر از امید

حرمت نجابتت رو ، میشه تا خود خدا دید

با یه دریا پر از احساس، منم اون همیشه با تو

گرمی قلبم و دستام ، پیشکش تنهایی تو

من و تو جرعت مرگیم تویه لحظه های آخر

میشه تا مرز تنش برسیم مثل یه مادر

من و تو فرصت پرواز به همه کبوترهاییم

واسه تا ابد رهاییم ما دوباره آشناییم

اگه تا سپیده صبح برسه فصل عقاقی

می تونیم با لمس این عشق بشکنیم غرور یاقی

 

 

تو جاودانه ترین شعر منی ، تو ماندنی ترین عشق منی

من خراب خاطراتم و تو تمام خاطرات منی

من اگر عاشق نباشم می میرم

و تو اگر نباشی من عاشق نیستم

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط محمود | 

طرح چشمان قشنگت ، در اتاقم نقش بسته


شعر میگویم به یادت
، در قفس غمگین و خسته


من چه تنها و غریبم
، بی تو در دریای هستی


ساحلم شو غرق گشتم
، بی تو در شبهای مستی

 

 جز خدا کيست که دانــد غــم تـنهايي من

تـب دوري ز تـــو و گــريـه ي پـنـهـــاني من

جز تو آن کيست که حسرت ز دلم پاک کند

مـژده ي صبح شود بـــر شـب يـلدايي من

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیری غصه فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی اینگونه بی معنا نبود

کاش بودی تا لبان سرد من

قصه گوی غصه و غمها نبود

کاش بودی تا دو دست عاشقم

غافل از لمس گل نرگس نبود

کاش بودی تا زمستان دلم

این چنین پر  سوزو  پر سرما نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بعد تو این زندگی زیبا نبود


عکس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط محمود | 

 

                                     عروس دریایی

ندایم مهربان و رویایی است                        ندایم چون عروس دریایی است

می شوم غرق نور رخسارش                       چونکه رخسار او تماشایی است

می روم تا که زائرش گردم                          در زیارتگاهش مرا جائی است

در نگاه همیشه معصومش                            برق امید و شوق و فردایی است

ندایم آبی و پاک و بارانی است                     ندایم ندایی اهورایی است

                                تقدیم به اهورایی زندگیم ندا

                                 آرزومند آرزوهایت محمود

 

         


عکس
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط محمود | 

شهر کوچک ، اما دریایی قلبم را  برای ورود تو گلباران می کنم

و در انتظارت هر لحظه شقایق می شوم

تپشهای قلبم مانند آواز خوش قناری های عاشق

ورود تو کبوترم را به آسمان شهر پر عشقم خبر می دهند.

آن لحظه ورود عشقی چون عشق تو را در قلبم حس می کنم، احساس زیبایست...

زیباترین احساسی که وجودم را بهاری می کند

در اعماق قلبم برای تو آشیانه ای از عشق و محبت خواهم ساخت

و تو آن شاهزاده شهر من خواهی بود.

                   از طرف جوجومهربونم.

 

ندای عزیزم دلم واست خیلی تنگ شده واسه نامه های عاشقانت ، واسه صدای مهربونت ،

واسه دوست دارم گفتنات... خیلی دوست دارم.

       

عشق من ، در تلاطم رودهای درخشان ، در صدای آبشاران آبی ، فقط نوای تو را می شنوم

آوای طنین اندوزی که صدایش تیری به قلب هر عاشقی می زند.

 به سر تا پای تو را به گلهای عاطفه ، به شبنم عشق و بوی گل نسترن می آلایم تا خود را

 در قلبت جای دهم.

 عشق من ، تو را دوست دارم و از قلب سرخ تو به آبی آسمان می رسم

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط محمود | 
 

ستاره ی روشن من،دلهره ی شبهای من

با همه دل صدا کنم،با همه عشق وفا کنم

عشق تو را ای خوب من

تنها تویی دریاد من،تنها امید بودنم

زیبای من،دلدار من

دنیای من تنها تویی

با همه دوریت عزیز،زیبای من تنها تویی

ای بهترین باور من

شبها امید بودنت،آرام دل برای من

باران ندای عشق توست

بر دل من،باران ببار

هوای دل هوای توست

نام تو است آرام دل

محمود من،محبوب من

بر من ببار،با من بمان

قلب من به قلب تو خورده گره

نکنه ناز کنی،باز کنی این دو گره

 


عکس
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط محمود | 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط محمود | 

تو همون فرشته ای از جنس آدم  ،تو واسم نشونه از خدای عالم

تو همونی که تو خنده هام شریکی ، توی درد و غصه هام واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود

تو یه قطره از خدایی

تو همون بودی و هستی ،که می خوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم ، تو واسم دنیای عشقی ، تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح و جونم ، وقتی که تو پا به پامی ، از خدا می خوام همیشه که کنار تو بمونم

عاشقم باش پروانه می شم تا کنار تو بسوزم 

وقتی چشمات گریه می کرد آرزوم بود که بمیرم

کاش بودم کنار ت ای گل ، تا که دستات و بگیرم

تقدیم به ندای مهربونم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط محمود | 
                                                                

      

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتظار...

 

 


عکس
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط محمود | 

 

ماه من

دل به غم دادن و از ياس سخنها گفتن

کار آنهايي نيست که خدا را دارند

ماه من

غم اگر هم روزي مثل باران باريد

يا دل شيشه ايت ، از پس پنجره عشق زمين خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادي واکن و بگو با دل خود که خدا هست هنوز

 

 

 


عکس
+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط محمود | 

 

هنوز هم صدایت در گوشم بیداد می کند ...

هنوز هم تصویر چشمانت مقابل چشمانم تکرار می شود ....

بعضی وقتها احساس میکنم در کنارمی ،

دستانت را گرفته ام و بر گونه مهربانت بوسه میزنم.....

گاه احساس می کنم در کنارم قدم میزنی و من نیز برایت ترانه عاشقانه میخوانم......

هنوز هم چهره مهربانت در مقابلم است ، و خاطره های با تو بودن در ذهنم تکرار می شود

 بعضی وقتها گرمی آن دستان مهربانت را احساس می کنم ،

اما وقتی میبینم که همه یک خواب و رویا است دستانم سرد سرد می شوند و قطره های

اشک از چشمانم می ریزند ..

 

 

 

     عشق من دوست دارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط محمود | 
 

رو در و دیوار این شهر ، همش از تو یادگاره

تو ی این کوچه تاریک ، من و تنها نمی زاره

یاد حرفای قشنگت ، که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات ، که من و بهونه می کرد

می زنه آتیش به جونم  ، پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامو  ، واسه ی کی پس بخونم

دل من هوا تو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی ، بی تو من تنهاترینم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط محمود | 

 

 خدايا خيلی دلم گرفته. ديگر از اين تکرار ملال آور روزها خسته شده ا م .

خدايا تو خود می دانی که چه سخت است اگر که ماهی کوچک اسير آبی

دريای بيکران باشد.

خدايا تو خود می دانی برای من که هميشه با تو زندگی کرده ام

 اين سير تکراری روزگار که نا خواسته مرا به کام خود می برد چه قدر ملال آور

وخسته کننده است

 خدايا آخر چگونه می توان شکوه تو را در زيبايی گل بجوييم درحالی که اين

تکرار همیشگی اشتياق خوب ديدن را ازمن گرفته است .

چگونه می توانم حمد و ثنای تو را اززبان چکاوک ها بشنوم درحالی اين تکرار

اشتياق خوب شنيدن راازمن سلب کرده است .

خدايا می ترسم که اگر به منوال پيش رود ديگر شعله های عشق تو در وجود من

هرروزبی فروغ  و بی فروغتر شود. تا جايی که ديگر نه اشتياقی برای پروازداشته

باشم و نه اميدی به رهايی .....

پس ای خدايا مهربان مرا ازاين تکرار از اين يکنواختی که همه ی روزهای مرا فرا

گرفته است رهایی ده ......

خدايا به من اشتياقی ده تا دوباره چشمانم قادربه ديدن شگوه تو درزيبايی گل ها

باشد .

خدايا به من اشتياقی ده که دوباره بتوانم صدای مناجات تورااززبان چکاوک ها

بشنوم .

خدايا به من عشقی ده که روز به روز به تو نزديک تر شوم

 

می دونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

 

 کاش می شد با یه اشاره تو آزاد می شدم

 

پس کجایی ، که بیایی  من و بگیری از خودم

 

نمی دونم از کدوم ستاره می بینی من و

 

چشمات می بندی و دوباره می بینی من و

 

پر بغض جمعه های ناگزیر و  بی صدام

 

خیلی خسته ام باورم کن ، دنیا  زندونه برام      

         

توی کوله راه چشمام ، عطر بارونی ، بوی سیبی

 

واسه عاشقونه موندن ، تو همون حس غریبی

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

 

تو بهونه هر عاشق واسه زنده موندنی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط محمود | 
 

 

پس از آن غروب رفتن ، اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر ، تو بیا شروع من باش

شب و از قصه جدا کن ، چکه کن رو باورمن

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

اسم تو ببخش به لبهام ، بی تو خالیه نفسهام

خط بکش رو باور من ، زیر سایبون دستام

خواب سبز رازقی باش ، عاشق همیشگی باش

خسته ام از تلخی شب ، تو طلوع زندگیم باش

من پر از حرف سکوتم ، خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبی عشقه ، تشنه ام کویر لوتم

نمی خوام آشفته باشم ، آرزوی خفته باشم

تو نذار آخر قصه ، حرفمو نگفته باشم

 

 .........................................................................................

 

 

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره

 وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره

وقتي مثل يه کبوتر ميرم و گوشه مي گيرم

وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم

با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم

من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو

وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو

وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو ميذارم

وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم

با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم

من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره

آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره

تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه

جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه

هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته

كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته 

.............................................................................. 

 

تو را قسم به نگاه منتظر

 

قسم به قلب پر تپش

 

قسم به طلوع شهر رویاها

 

قسم به جاده آرزوها

 

قسم به آه نرم و خیس ساحل

 

قسم به آرزوی پاک دریا

 

قسم به قلب بارانی

 

قسم به صداقت و مهربانی

 

قسم به یک نگاه دریایی

 

قسم به طراوت گلبرگ های شقایق

 

قسم به اون چشمای تو

 

قسم به روی ماه تو

 

قسم به اون صدای تو

 

قسم به اون ندای تو

 

قسم به شب پر ستاره

 

قسم به دل پاره پاره

 

قسم به لحظه های برگ ریزان

 

قسم به اشک توبه

 

بدون تو تپش قلبم بی معناست

 

بدون تو وجودم پاییزیست

 

بگو مهربان من ، ندای من

 

همیشه کنارم خواهی ماند؟

 

 

 

Mahmood abdollahi

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط محمود | 
 

به نام آنکه تو را برای من آفرید

ندا خانم سلام

کاش می‌دونستی داشتنت چه غروریه و بودنت چه امتیازی. وقتی برام اولین و آخرین بهونه ای وقتی حس کنم تو از جنس فرشته‌‌هایی میون آدما، وقتی برام از همه‌ی آدما نازنین‌تر باشی، وقتی تو افکارم ازت یه بت ساختم که سر منزل پرستش منه، وقتی اونقدر دوست دارم که لحظه لحظه‌ی زندگیم با خیال تو می‌گذره و وقتی خون سرخ عشقت بسان رودی روان تو تک تک رگام جاریه، بایدم به بودنت افتخار کنم من به تو و به عشق نازنینت که تو ذره ذره‌ی وجودم جاریه افتخار می‌کنم. ندا جان ، من تو هر نفسم هزار دفعه برای تو می‌میرم و تو هر لحظه زندگیم هزار بار تو رو بیاد می‌یارم. تو هر چی که باشی، هر کی که باشی واسه من از همه بهترینی و من به بودنت که به زندگیم طراوت بهار داده همیشه دل خوشم.

 

««««««««««««««««««««««««   

 

براي تو مي نويسم كه اولين و آخرین سايه بوم دل خوشيهامي نمي دونم از كجاي دل سپردنام بگم كه باورت بشه و نهایت دلدادگی هامو باور كني.

گاهي وقتا اونقدر دلم از زمین و زمون مي گيره كه آرزوی مرگ مي كنم گاهي اونقدر دلم برات تنگ ميشه كه از هر چيزي كه معناي سرنوشته بيزار مي شم آره اينا همه ي زندگي منه زندگي كسيكه تمام لحظه هاش عطر و بوي نفس هاي توِ.....

از كجا شروع شد عشق خودمو ميگم عشقي كه حتي تصور به انتها رسيدنش برام چيزي به اسم زندگي رو بي معنا مي كنه .

قسم به اذن خدای بزرگي كه عشق دريايي تو رو به قلب من نشوند با همه وجودم و تا بي نهايت بيش تر از اون چيزي كه اسمش دنياست و بالاتر از اونجايي كه بهش آسمون ميگن تو رو كه دليل تك تك نفسهامي  دوست دارم ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط محمود |